شخص الف :کاشکی من دایناسورت بودم *
شخص ب: ....
شخص الف: چند بار تلاش کردم اما نشد
شخص ب : ....
شخص الف: اونموقع دوسم داشتی؟
شخص ب : ....
شخص الف: اما اونو دوسش داری
شخص ب : ....
شخص الف: اما اونم مث من تنهاست
شخص ب : ....
شخص الف : اون دایناسور زشته تو ... همیشه تنهاست .
شخص ب : ....
شخص الف: کاشکی من دایناسورت بودم .
شخص ب : ....
شخص الف : گوش می کنی؟ اگه من دایناسورت بودم تنها و زشت بودم اما کاشکی دایناسورت بودم . این آرزویی بود که دیشب کردم وقتی ستاره ی دنباله دار رد میشد . چرا انقد دوسش داری؟
شخص ب : ....
شخص الف: اونقدی دوسش داری که آرزو کنم جاش باشم؟
شخص ب : ....
شخص الف : اون دایناسور بیچاره رو دوسش داری؟ چرا نداری؟ دلت براش نمیسوزه؟ چرا دوسش نداری اون دایناسور بیچاره رو؟ من خیلی دلم براش میسوزه .... آخه تو ... تو دوسش نداری . بیچاره دایناسوره . خیلی سخته که تو دوسش نداشته باشی آخه ... ولی کاشکی ... کاشکی من دایناسورت بودم.
شخص ب: حالا که فک می کنم می بینم اون دایناسور زشت تنها رو دوست دارم ... آره . دوسش دارم! زشته ... تنهاست ... اما دوسش دارم ! گوش می کنی؟
*دیالوگ کلاه قرمزی خطاب به آقای مجری