کنار من نشست
گرم صحبت شدیم
کسی فریاد زد:اخه زندگی هم شد نون و نمک؟
من به جنبه ی اقتصادیش کاری ندارم ولی تو این دوره زمونه واقعا نون تو زندگیه ....
کنار من نشست
گرم صحبت شدیم
کسی فریاد زد:اخه زندگی هم شد نون و نمک؟
من به جنبه ی اقتصادیش کاری ندارم ولی تو این دوره زمونه واقعا نون تو زندگیه ....
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:50  توسط مینا
|
پای راستش میده جفت پا تا پای چپش بلنگه ...
که اگه اینو بدونی تو به دلقک نمی خندی

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:34  توسط مینا
|
با دلی ازادانه
با حرفی صادقانه
فریاد می زنم مشتاقانه
با صدایی خالصانه
در لحظه ای صمیمانه
گوش کن بی بهانه،
متا سفانه، عاشقانه دوستت دارم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:21  توسط مینا
|
می خوام بعد از این مدت یه مطلبی بذارم که با اسم وبلاگ هم خوانی داشته باشه! اره !گنجشک لات...
یکی بود،یکی نبود......
یه گنجشکی بود....خیلی لات بود....این گنجشکه تکیه کلامش ایول بود....تو سیبیل همتا نداشت....
یه لنگ همیشه به گردنش اویزون بود....اگه کسی از خواهرش خوشش می اومد غیرتی میشد....(خوب حق داشت منم بودم غیرتی می شدم...چه معنی داره؟)خونشون چاله میدون بود از اون محله قدیمیا....ته مرام بود....ته معرفت....لوتی بود...واسه رفقا جونشم می داد...زور خونه میرفت....میل میزد....به سیبیلش که دست می کشید صفا میکرد....کتشومی انداخت رو دوشش....زنا رو ضعیفه خطاب می کرد.....اعتقادش این بود که مرده و سیبیلش....خلاصه هر خصوصیتی که لاتا دارن این گنجشک ما داشت(اشاره به کم بودن اطلا عاتم در این زمینه)یه روز،این گنجشک لات ما از خواب پاشد دید سیبیل نداره!........................................یعنی چی شده؟
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:58  توسط مینا
|
صدای او می اید،
او که غریبانه ترین احساس را دارد،
او که با شبنم های مزرعه ام دوست است
گنجشکی روی شاخه ای نشست
بوی خاک تر می امد
صدای نفس های اشنایی را می شنیدم،
خورشید روی مزرعه می پرید
تا افق راهی نبود،
وانطباق انگشت من روی افق....
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:27  توسط مینا
|
با انگشتم روی افق می کشم
و تو جرقه خواهی زد
و همه خواهند دید که تو ثروتمند ترینی
که تو دوست داشتنی ترینی
که تو زیبا ترینی
از همه بهتر که تو بهترینی
مزرعه را به تو می سپارم
گنجشکها را نترسان
جای تو اینجا نیست
صدای مرا درک کن
تو با منی و شاید روح من
که تا بالای مزرعه پرواز خواهد کرد
تو را چه صدا کنم؟ متر سک؟
اری و اما ثروتمند ترین متر سک!
نوشته شده در روز ۲۰/۱/۱۳۸۵توسط مینا(یک سال و نیم پیش)
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:59  توسط مینا
|
نام کوچک
درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته ی مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن!
عمران صلاحی![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:58  توسط مینا
|