تبليغاتX
"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> مرا با نام کوچکم صدا بزن
جمعه هفدهم اسفند 1386
بیخود نیست که می گویند گاهی به اسمان نگاه کن . این خاصیت اسمان است که هرجاباشی می توانی به ان نگاه کنی.حتی از پنجره ی بلندترین برج این شهر که سقفش هم بلندترین سقف دنیاست .وهیچ اسمانی آسمان شهر ما نمی شود.نه به خاطر اینکه دود گرفته و کدر است نه. به خاطر اینکه مثل اسمانهای دیگر اهل تظاهر نیست. و دیدن زیباییهایش چشم بصیرت می خواهد . تظاهر نمی کند .نمی خواهد از شهر جدا باشد .خودش را جزء شهر می داند و مثل اسمانهای دیگر خودش را نمی گیرد . اگر جرم و جنایتی در شهر هست،اسمانش هم کدر است . و اسمان هم غم گرفته .اگر فقر هست،اسمان مناسب حال توست .

"گاهی به آسمان نگاه کن" که اسمان هم از خود توست .فقر تو تا اسمان رفته.نداری ات اسمان را هم خبر کرده و اسمان می گوید بیا ان را با هم تقسیم کنیم. نه اینکه تو فقیر باشی و اسمان ابی ابی باشد و شهرت کنار ساحل .نه اینکه تو زندانی باشی و اسمان ان بیرون فخر بفروشد و انقدر روشن و تمیز باشد که فکر کنی یک خواب است و نه بیشتر ... اگر هیچ کس با ما نیست،آسمان با ماست و کافی ست گاهی،فقط گاهی به ان نگاه کنی . اگر شادی، اسمان ابی ابی است و این خاصیت فقط مال اسمان شهر ماست ....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:9  توسط مینا  |