تبليغاتX
"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> مرا با نام کوچکم صدا بزن
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
خانه ی کنار فرودگاه

و صدای هواپیماهایی که کسی را اذیت نمی کرد

و فرش های قرمز

روی پله های قدیمی

برای ورود تو

که سالهاست رفته ای

و ساعتی که هواپیما می نشیند

و من خودم را در فرود گاه تنها می بینم

ویک لحظه به یاد ماهی های قرمزی می افتم

که متولد حوض ابی اند

و تصوری که از تو ندارم

و یک حس غریب

متولد فرودگاه

و گل های در دست ادم ها

و چمدان های در دست تو

و پله برقی های فرودگاه

و ادم هایی که به رفتن روی انها می اندیشند

و خانه ی خالی

کنار فرودگاه

و اسمان شلوغ خانه

و تویی که هواپیمایت تاخیر دارد

شاید از توی هواپیما خانه تان را ببینی

خانه ای که متولد ان هستی

و از کودکی شاید

همه ی هواپیماهای ان فرودگاه را دیده ای

و برای مسافران دست تکان داده ای

و حالا کسی نیست که برای تو دست تکان دهد

هیچ کس خانه نیست

حتی ماهی ها

و هواپیمای تاخیری نشست

و من نفهمیدم چه شد

و ان حس غریب

کی متولد شد

و من تکیه دادم به دیوار

و باز هم به ماهی ها فکر کردم

و خانه ی خالی پر شد از ادم

و تو برگشتی

بدون انکه من انتظارش را داشته باشم  ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:40  توسط مینا  |